تبلیغات
دفتر یاداشت گمشده ی یه دخمل شیطون - عاشقانه ها

دفتر یاداشت گمشده ی یه دخمل شیطون

کلیک نکن چش و گوشت وا میشه

عاشقانه ها
یه عاشق غمگین ، در حسرت شبهای بی ستاره ام

سخت دلتنگم ، سخت بیقرار و بی تابم ...

كجاست شانه های گرم و مهربانت ، تا گریه كنم ؟

كجاست آن لبخندهای عاشقانه ات تا باز هم دیوانه شوم ؟

چرا دیگر درد دلی برای گفتن نداری ؟

چرا اشكهایت را از من پنهان می كنی و حرفی برای گفتن نداری ؟

چرا قلب عاشقم را در انتظار چشمانت می سوزانی ؟

آنقدر دلتنگ چشمانت هستم كه نمی توانم

در هیچ چشم دیگری نگاه كنم

آنقدر بیقرارم كه هیچ اتفاقی ، دل غمگینم را شاد نمی كند

برای گریستن ، شانه هایت را كم دارم

شانه هاییی كه بارها و بارها در خواب و خیال ،

تكیه گاه دل عاشقم بود..


برایی عاشقی ، نگاههای زیبایت را كم دارم


نگاههایی كه تنها دلیل زندگی و عشقم شد..


چرا دیگر برای غصه ها ، اشكها و دلتنگی هایم جوابی نداری ؟


شب دراز است و من هنوز هم در انتظار نسیم صبح سپید مانده ام

ای دل عاشق و بیقرار من ! صبر كن...

صبر کن شاید نسیم ، خبری از عشق برایت بیاورد..


ای دل بساز ! شاید قاصدك خبری از یار آورد...


صبر می كنم و عاشق می مانم كه

**خوشبختی از آن عاشقان است...**





[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 07:14 ب.ظ ] [ اتوسا ] [ نظرات() ]